بدن به عنوان مهمترین ماشین زندگی انسان / شناخت به مسئله، شرط حل آن

بهگفته فرهادیان: «ما زرادخانهمان را در برابر بیماریها قویتر میکنیم، عوامل بیماریزا هم یاد میگیرند نه فقط در برابر سلاحهای ما مقاومت کنند، بلکه به حملههای جدیدتری دست بزنند.»
به گزارش خبرگزاری هفتمین دوره کنفرانس بین المللی فناوری اطلاعات و دانش به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی در مقدمه گفت و گوی خود با ماندانا فرهادیان نوشت: «داستان بدن انسان؛ تکامل، سلامتی و بیماری» بهقلم دنیل لیبرمن و ترجمه ماندانا فرهادیان از تازههای نشر کرگدن است. کتاب از مجموعه «مطالعات تکامل» به انتشار درآمده که میکوشد با فراهم آوردن متون کلاسیک و غیرکلاسیک در همه مباحث تکاملی، به شناخت انقلاب داروینی و نتایج و استلزامات آن کمک کرده، نسبت خود را با این انقلاب علمی هرچه روشنتر سازد. محمدرضا معمارصادقی دبیر این مجموعه، همچنین بررسی و پژوهش در تاریخ نظریۀ تکامل و تاریخ مواجهۀ ما با این نظریه، همچنین احیای میراث فرهنگی و علمی در این زمینه را از دیگر اهداف مجموعه مذکور یاد کرده است.لیبرمن دیرینهشناس دانشگاه هاروارد در این کتاب به تبیین چگونگی تکامل بدن انسان در طول میلیونها سال پرداخته، تأثیر این فرایند تکاملی بر سلامت ما را مورد بحث و بررسی قرار میدهد. مولف با بهرهگیری از شواهد فسیلی، ژنتیکی و زیستشناسی تکاملی نشان میدهد که بسیاری از مشکلات سلامتی مدرن و حتی برخی بیماریهای روانی، نتیجه ناسازگاری بین بدن تکاملیافته ما و محیط مدرن است. به باور وی، گذار به کشاورزی و سپس زندگی مدرن و صنعتی، فشارهای انتخابی جدیدی را بر بدن ما وارد کرده که با آنچه طی میلیونها سال برای آن تکامل یافته بودیم، تفاوت زیادی دارد. بهمناسبت انتشار این کتاب، با ماندانا فرهادیان به گفتوگو نشسته ایم. ترجمه «لذت علم»، «درباره زمان»، «رودخانه آگاهی» از دیگر آثار فرهادیان است.
****
چرا بدن انسان را از مهمترین مسائلی میدانید که میتوان به آن اندیشید؟
برای زندگی. برای «زندگی» پیش از هر چیزی به بدنمان نیاز داریم.
چرا با وجود پیشرفتهای بسیار، بدن انسان همچنان درگیر بیماریهاست؟
همانطورکه در کتاب مفصل پرداخته شده است، بدن انسان در طی روند تکاملیاش، متأسفانه، روندی نداشته که بهسوی بیعیب و نقص شدن برود. برای همین همیشه در تقلاست که به تعادل با طبیعت و محیطزیست پیرامونش برسد. بسیاری از چالشهایی هم که انسانهای امروزی با آن درگیراند از همین تقابلهای میان بدن انسان و شیوه زندگی کنونیاش برمیخیزد. ما انسانها با تغییر محیطزیست و با دگرگون کردن طبیعت، این چالشها را نیز تغییر میدهیم. برای همین، در هر دورهای با مسائل خاص روبهرو هستیم. به عبارت دیگر، پیشرفت که میکنیم، محیطزیست و طبیعت تغییر میکند و بهتبع آن بدنمان نیز تغییر میکند. پس بدن انسان و طبیعت همواره در حالتی پویاست و از این رو پیشرفتها لزوماً به یک سرانجام نهایی ختم نمیشوند.
از طرف دیگر، تمام این نکات در مورد عوامل بیماریزا هم صدق میکنند. آنها هم با پیشرفتهای ما تغییر میکنند و تحول مییابند: یک جنگ تسلیحاتی همیشگی. ما زرادخانهمان را در برابر بیماریها قویتر میکنیم، عوامل بیماریزا هم یاد میگیرند نه فقط در برابر سلاحهای ما مقاومت کنند، بلکه به حملههای جدیدتری دست بزنند.
امروزه علت اصلی عدمموفقیت ما در جلوگیری از بیماریهای قابل پیشگیری چیست؟
شاید کوتاهترین جواب این باشد: شیوه زندگیمان. سبک زندگی امروزی انسان ـ از کشورهای توسعهیافته گرفته تا کشورهای در حال پیشرفت ـ با سبک زندگی انسان صد سال پیش بسیار تفاوت دارد تا چه رسد به زندگی انسانهای چند صدهزار سال پیش. اما بدن انسان عمدتاً برای زندگی در محیطزیستِ چند هزار سال پیش طراحی شده است. شیوه زندگی امروزی راحتطلبیهای بسیاری برایمان به ارمغان آورده است که کنار گذاشتن آنها اصلاً راحت نیست. خوردن غذاهای چرب یا فستفود برای بدن انسان لذتبخشتر از رعایت یک رژیم غذایی سالم است، چون بدن ما در زمانهای بسیار بسیار قدیم در تمنای کسب قند و چربی بوده، یعنی همان منابعی غنی از انرژی. این منابع انرژی، برخلاف روزگاران پیشین که نایاب بودند، امروزه بهوفور در دسترساند. این فقط یک نمونه است از تفاوت میان آنچه در اختیار انسان است و آنچه حقیقتاً به آن نیاز دارد.
دنیل لیبرمن
تکامل چه سرنخهایی در خصوص جلوگیری از بیماری به ما میدهد؟
اولین قدم برای حل هر مسئلهای شناخت و آگاهی لازم است. هر چه بیشتر به مشکلی احاطه داشته و از آن آگاه باشیم، امکان حل آن نیز برایمان بیشتر میشود. دانستن درباره تکامل راهیست برای شناختن بدنمان. و هر چه بدنمان را بهتر بشناسیم و از حد و توان و نیازهایش بیشتر آگاه شویم، بهتر میتوانیم با مشکلاتی که پیش رویش قرار میگیرند در بیفتیم. ما این امر را در مورد وسایلی که روزمره با آنها سروکار داریم به کار میبریم، مثلاً ماشین لباسشویی! البته برای استفاده از یک ماشین نیازی نیست که نحوه کار تکتک مؤلفههای آن را بلد باشیم، اما اگر بدانیم که به چه صورت کار میکند و به چه روشی بهتر است آن را به کار گیریم، نه فقط عمر ماشین را بیشتر میکنیم، بلکه کارآییاش را هم بالاتر خواهیم برد.
ضروریترین دلیل برای مطالعه داستان بدن انسان چیست؟
دو علت: اول همان آگاهی و شناخت که سرآغاز هر راهیست. آگاهی و شناخت حتی طرز تلقی انسان را نیز دگرگون میکند. شاید بعد از خواندن این کتاب واقعاً نگاه تازهای به بدنمان داشته باشیم. برای خود من که چنین بوده است. و دوم کنجکاوی: نمیخواهید در مورد مهمترین ماشین زندگیتان بدانید؟
۲۱۶۲۱۶